سيد علي اكبر قرشي
509
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
حرف السين سئوال : طلب . خواستن . راغب گويد : سئوال اگر راجع به دانستن چيزى باشد هم بنفسه متعدى مىشود و هم با حرف جارّ ، و با حرف « عن » بيشتر است ( يعنى به مفعول دوّم ) و اگر خواستن مال باشد با « من » آيد . « سئول » به معنى خواسته است . « مسئلت » نيز به معنى سئوال است ، از اين ماده موارد زيادى در « نهج » آمده است . دربارهء اينكه صلوات را مقدمّهء دعا قرار دهيد فرموده است : « اذا كانت لك الى الله سبحانه حاجة فابدأ بمسئلة الصلاة على رسوله صلّى الله عليه و آله و سلم ثمّ سل حاجتك فانّ الله اكرم من ان يسئل حاجتين فيقضى احداهما و يمنع الاخرى » حكمت 361 ، چون تو را به خدا حاجتى باشد شروع كن با خواستن رحمت بر رسولش ( يعنى اوّل صلوات بفرست ) چون خدا بزرگوارتر از آنست كه دو تا حاجت از او خواسته شود يكى را بدهد و ديگرى را منع نمايد . به يك نفر سائل فرمود : « سل تفّقها و لا تسئل تعنّتا فانّ الجاهل المتعلم شبيه بالعالم » حكمت 320 براى دانستن بپرس نه براى به زحمت انداختن ، چون جاهل علم آموز شبيه عالم است دربارهء علم خويش فرموده : « ايّها الناس سلونى قبل ان تفقدونى فلانا بطرق السماء اعلم منّى بطرق الارض » خ 189 ، 280 سئم : ملالت و دلتنگى « سئم الشى ء : ملّ » شش مورد از اين ماده در كلام حضرت آمده است در شكايت از يارانش با قلب گداخته چنين فرمود : « اللّهم انّى قد